روح : نت خودم 17 تیر 1394

خیلی وقت بود میخواستم آپ کنم ولی اصلن وقت نمیشد و وقتی نبود بدلایلی کارام زیاد شده سختی داره ولی خب میگذره به قول صبا تجربه این دوران در آینده خیلی بدردم میخوره ارتباطم با صبا خیلی عالی شده امیدوارم همیشه همینجوری باشه صبا رو خیلی دوست دارم اگه چیزی میشه شاید یکی از دلایلش فاصلمون باشه و درک متقابل خدا رو شکر از این دو ماهی که گذشت چیزایی که باید به هم میگفتیم ولی نمیشد رو با رفتار و اتفاقاتی که افتاد به هم نشون دادیم که چیزای منفی هم توش بود ولی چیزی که برام مهمه چیزای مثبتی که از این جریانات برامون موند که باعث هر چه نزدیک تر شدنه منو صبا شد جفتمون خیلی همدیگرو دوست داریم اینو دیگه همه میدونن توی این دو ماه در عین حال که حاله صبا بد شده بود و نگرانش بودم که خدا رو شکر چیزه خاصی نبود و زود گذشت این بود که مامان صبا هم در جریان امور و مستقیم قرار گرفت چیزی که از اول میخواستم ولی بخاطره اینکه از دیدگاهشون باخبر بودم بهتر دیدیم فعلا بذاریم به وقتش ولی همینکه میدونن صبا هم منو دوست داره کافیه انشالله مراحل بعدی در آینده نزدیک . فعلا برنامه هایی داریم برای با هم بودن که به بهترین حالت بهم برسیم ... این وبلاگ رو دوست داشتم بخاطره اینکه کسی ما رو نمیشناخت منظورم از نزدیک ... زیاد شاید نشه بیام و حدس بزنم که دوستای صبا شاید بیان اینجا و نمیخوام از مساعل شخصیمون با خبر بشن .... تقریبا در کنار کار به خوبی کلاسی که توی مصاحبش قبول شدمو دارم میرم و به جایی رسیدیم که قراره پروژه بدیم و یک ماه نیم وقت داریم که همین باعث میشه خیلی بیشتر یاد بگیرمو مطالب برام جا بیوفته برنامه نویسی که میخواستم خیلی به طرز شگرفی جذب کردم چیزی رو که یک سال پیش توی ذهنم بود رو هم باز دیشب جذب کردم دوست داشتم همیشه صبا از من عکسای خوب داشته باشه و همین هم شد تا اگه خواست منو به کسی نشون بده حرفی برای گفتن داشته باشه نه برای اینکه بخوام خودمو نشون بدم نه بخاطره اینکه متوجه شدم دخترا برای اینکه عشقشون رو تایید کنن در حد جزیی سعی میکنن از دوستاشون نظر سنجی کنن در حد جزیی تا اون چیزی که ته دلشون هست رو از بقیه دریافت کنن اینو توی یه مقاله ایی خوندم ...... صبایی روز به روز خوشگل تر میشه  موفق تر میشه نمره های دانشگاش هم بالا شد و به احتمال زیاد شاگرد اول میشه و براش خوشحالم خودم هم بخاطره مواردی که پیش اومد یکمی بعضی درسا رو حذف کردم برای ترم بعدی که امیدوارم با برنامه جدید تری به اونا هم برسم به نظر من حالا که وقت بیشترمو کار داره میگیره باید توی کارم الان خیلی موفق تر از درسم باشم و این مهم تره برای من در حال حاضر و درس هم در کنارش میرم جلو و مدارکم هم همینجوری توی همین شرایط دارم میگیرم و پیشرفت میکنم طوری که برایم مدرک گرفتن و آموختن داره عادت خوب میشه و خوشحالم از این جهت که در کنار هر شرایطی به چیزایی که دوست دارم دارم میخونم و جلو میرم این ماه بهم پیشنهاد کاری دادن از همون مرکز آی تی که دارم آموزش میبینم حتی بهم تماس گرفتم برای مصاحبه ولی بخاطره شرایط و ساعات کاری که داشتن و خودم کار های دیگه ایی بهشون گفتم که من جایی مشغول به کار هستم و وقتمو کنسل کنید ... بعدش برنامه ایی و طرح جدیدی که توی تبلیغات برای دفتر خودمون ریخته بودمو رو مجدد فرستادم برای چاپ دو برابره اسفند ماه که دفتر رو حالا که بابام نیست پر قدرت سره پا نگه دارمو و مواردشو حل کنم روز های سختی رو پشت سر گذاشتم فشار هایی بود که خیلی هاش رفع شد و رد شد و بقیش هم به امید خدا حل میشه هفته آینده شنبه برنامه مرکز تخصصی استارت میخوره و تبلیغاتش شروع میشه ... دفتر کارای اداریش زیاده که بیشترو خودم انجام میدم داداشم هم صبح ها میاد ... توی این چند روز سفارشات خودم هم داشتم و مشتریان قدیمی طرح هایی ازم میخواستن و مجبور بودم بین ساع 11 تا 1 درستشون کنم که اکثرن چون خسته بودم چیزی که میخواستم به ذهنم نمیومد  زمانی که ارتباطم با صبا بهتر شد همون شب ایده طرح یکی از مشتریان به  ذهنم زد طوری که اون مشتری حساس و سخت گیر هیچجوری نتونست با طرحم مخالفت کنه و عوض کنیم .... واسه کاره خودم هم برنامه دارم که طرح اون هم بزنم مطمعنم که دیگه هیچ وقتی برای سر خاروندن ندارم  ولی فعلا اولویت با دفتر که قرار تبلیغاتش پخش بشه بعدش که کارا راست  و ریس شد کاره خودم هم وسیع تر میکنم تابستون امسال ترم تابستونه بر نمیدارم  که هم فکر به درس باشه هم کار که آخرش هم چیزی که میخوام نشه کلن بر نمیدارم که خیالم راحت باشه و مثل تابستون پارسال نشه .... امسال رو برای خودم سال شگوفایی اسم گذاری کرده بودم ولی توی یک ماه و ن یم گذشته یهو چیزایی پیش اومد که این سال رو برام سخت کرد ... توی همون روز ها توی ذهنم گفتم من توی شرایط سخت خیلی بازده ام میره بالا شاید اینجوری خدا خواسته که من بازدم بره بالا و از پس کارام بر بیام و در کناره سختیش شگوفایی هایی که میخوام هم دست پیدا کنم .... روز های دیگه هم در آینده میان که اون ها هم باید پشت سر گذاشت انشالله که به خوبی هر چند سخت گذرونده بشه .... صبا هم خدا رو شکر ارتباطمون خوب شده همین باعث میشه که من با تمرکز بیشتری به برنامه ها برسم چون خیلی تاثیر مهمی داره مساعل شخصی آدم روی روحیه و فکرش ... مطمعنم ارتباط خوب ... دوست خوب عشق خوبی که درک کنه و ارتباط دو طرفه متقابل و درک وجود داشته باشه اون دو نفر رو به تعالی میرسونه و اون دو نفر همدیگرو به کمال میرسونن چیزی که در طبیعت ما هست که من ازدواج رو مقدس میدونم بخاطره این موردش چون دنیای این دو جنس با هم متفاوته و باعث کامل شدن همدیگه میشن ..... از طرفی هم من توی این زمان باید به فکره ارتباطم هم باشم چون وقتی کسی رو عاشق خودت میکنی دیگه در برابرش مسعولی چیزی که من بهش معتقدم و اینکه حتی اگه وقتی میمونه باید برای این عشق گذاشته بشه انرژی ، پول ، زمان ، احساس و حتی فکر هم باید توی همین راستا باشه .... مثلا اگه صبا آنلاینه یا صبا تنهاس و منم همینطور بهتره که با صبا ارتباط برقرار کنم تا اینکه بخوام توی اینترنت پرسه بزنم خدا رو شکر جفتمون همینجوری هستیم خودمون رو توی اولویت قرار دادیم در کنار تمامی کار ها و برنامه هایی که داریم ....... از متانت و حجب و حیا صبا خیلی خوشم میاد یه آرامش خاصی داره که اینو به خوبی ازش دریافت میکنم در کناره شور و شوقی که یه دختر میتونه داشته باشه و شلوغ بودنش این ویژگی صبا رو واقعن خوشم میاد شاید خودش وقتی این پست رو بخونه متوجه بشه ..... خیلی از فکرام در آینده حول این میچرخه که چکاری برای خوشحالیش ، رفاهش ، سفر ، زندگی مشترک ، درس ، کسب درآمد ، تفریح ، و خیلی چیزایی دیگه با جزییات میچرخه که صبا رو راضی باشه و زندگی خوبی رو با من تجربه کنه ... شاید چون شرایط سخت رو دیدم و میخوام که برای زندگی خودم تکرار نشه چون دیگه از این به بعد من تجربشو دارم .... بعضی وقت ها بخاطره همین تجربه صبا ازم دلخور شده ولی سعی کردم بهش ثابت کنم اگه حرفی میزنم برای ارتباط خودمونه و بدونه که خیر صلاح صبا رو میخوام ما هم کلاسی نیستیم که اگه حرفی بزنیم صلاح خودمون رو نفع شخصیمون رو در نظر بگیریم من دیدمو اینه که توی ارتباط باید صلاح مشترک و و حتی صلاح طرف مقابل رو بیشتر در نظر گرفت چون این میشه همون دوست داشتن و عشقی که تا کسی تجربش نکنه بعضی مطالب رو متوجه نمیشه . براش قابل هضم نیست ..... روزی 14 ساعت کار با تمامی پیچیدگی ها و تنوع کاری مطمعنم که به نتیجه ی  خوبی میرسه ..... صبا هم مثل همیشه دوست دارمو عاشقشم
----- خدا رو شکر بخاطره سلامتی خودمو صبا و خانواده هامون ---- خدا رو شکر به خاطر چیزا هایی که خیلی زود جذب میکنمو وارده زندگیم میشن ----- خدا رو شکرت که منو صبا همدیگرو اینقدر دوست داریم توی هر شرایط با هم هستیم با تمامی حسادت ها و موانعی که گاهی پیش میاد که چیزه مهمی نیست ------ خدا یا شکرت بخاطره آدم هایی که خودشون رو توی شرایط سخت نشون میدن تا ما دیدمون نسبت بهشون تغییر کنه ---- خدا یا شکرت که روز به روز چیزای بیشتری یاد میگرم وکاربردی ازشون استفاده میکنم ---- خدا شکرت بخاطره اینکه منو دوست داری----- خدایا شکرت که صبا عاقل ، زیبا ، پایبند ، متعهد ، و به من اعتماد داره --- خدایا شکرت که با موهبته زندیگیم منو 30 اردیبهشت دو سال پیش آشنا کردی ---- خدا یا شکر بابت آدم هایی که در محیط کار ، درس ، ورزش به منو صبا انرژی مثبت میدن .... خدا شکرت بابد این امید و حس خوب  که در دل من کاشتی شکرت و سپاس

/ 3 نظر / 27 بازدید
کوله پشتی

اااااااووووههه چ خبره؟!!!!!!!!!!!!!!!!!! ماشالله نوشتیدااااا. من وقت نکردم بخونمش زیاد بود [نیشخند]بعدا میام میخونم.